محمد مهدى ملايرى

164

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دبيران ديوان خلافت به عربى ترجمه شده و جزء موادى بوده است كه آموختن آنها براى دبيران ديوان لازم شمرده مىشده و براى حاكمان هم در حكم سرمشقى بوده كه پيروى از آن را نشانى از حسن سياست ايشان مىدانسته‌اند . هرچند اين امر در دوران خلافت عباسيان و در بغداد جلوه نمود ، ولى نشانه‌هاى آن را از اواخر دوران اموى در شام و از زمانى مىيابيم كه دبيران ايرانى همچون سالم ، دبير هشام بن عبد الملك ، و عبد الحميد ، دبير مروان بن محمد ، آخرين خليفهء اموى در دستگاه خلافت قدر و منزلتى يافته و شغل دبيرى ديوان را حرمت و آبرويى بخشيده‌اند . عبد الحميد در فن نويسندگى عربى به پايه‌اى بوده كه وى را در تاريخ ادبيات عربى پيشواى بلامنازع نويسندگان شمرده‌اند . نوشته‌هاى عبد الحميد هم از لحاظ موضوع و محتوا و هم از لحاظ سبك نويسندگى آن چنان بديع و تازه مىنمود كه مانندى براى آنها نمىيافتند و به همين‌سبب مىگفتند ، فن نويسندگى در عربى با عبد الحميد آغاز شد و اين عبارت « بدئت الكتابة بعبد الحميد » همچون مثلى سائر دهان به دهان گشت . و در توجيه اين تازگى و بىمانندى كه نوشته‌هاى او را سرمشق آيندگان گردانيده ، سخنها گفته‌اند و ابو هلال عسكرى از نويسندگان و مؤلفان قرن چهارم هجرى ، اين امر را ناشى از آن مىداند كه عبد الحميد الگوهاى نويسندگى خود را از زبان فارسى گرفته و به عربى درآورده است ، زيرا او در فارسى دستى توانا داشته و به رموز بلاغت آن آگاه بوده است . « 1 » از عبد الحميد بجز نوشته‌هاى كوتاهى كه از او روايت شده دو نامهء نسبة مفصل در دست است كه با دقت در آنها مىتوان توجيه ابو هلال عسكرى را بهتر دريافت . از اين‌دو ، يكى نامه‌اىست كه او از طرف خليفه ، مروان بن محمد ، به پسر و وليعهدش عبد الله بن مروان - در هنگامىكه او را براى جنگ با ضحاك خارجى مىفرستاده - نوشته است . در آغاز اين نامه آمده : در اين هنگام كه امير المؤمنين تو را به جنگ اين اعرابى جلف جافى مىفرستد

--> ( 1 ) . ابو هلال عسكرى ، الصناعتين ، چاپ آستانه ، 1320 ه . ق . ، ص 51 .